در قلب شلوغ و پرهیاهوی تهران، در خیابان فردوسی و روبروی سفارتخانههای قدیمی، ساختمانی وجود دارد که شاید نمای بیرونی آن مانند سایر ساختمانهای اداری و بانکها به نظر برسد، اما در زیرزمین آن، گنجینهای نهفته است که ارزش مادی آن با هیچ ماشینحساب و عدد و رقمی قابل محاسبه نیست. موزه جواهرات ملی ایران (یا همان خزانه جواهرات بانک مرکزی)، نه تنها یکی از مهمترین موزههای ایران، بلکه یکی از بزرگترین و حیرتانگیزترین مجموعههای جواهر در تمام کره زمین است.
اینجا جایی است که افسانههای «هزار و یک شب» رنگ واقعیت به خود میگیرند. الماسهای کوه پیکر، تختهای پوشیده از طلا، کرههای جغرافیایی که اقیانوسهایش از زمرد است و تاجهایی که بر سر پادشاهان تاریخساز نشستهاند، همگی در یک گاوصندوق عظیم بتنی گرد هم آمدهاند. در این مقاله، سفری خواهیم داشت به دنیای خیرهکننده جواهرات ملی ایران.
تاریخچهای پرفراز و نشیب؛ از صفویه تا بانک مرکزی
تاریخچه جمعآوری این جواهرات به اندازه خودِ آنها دراماتیک است. تا پیش از دوران صفویه، پادشاهان ایرانی گنجینههایی داشتند، اما هیچگاه تلاشی برای جمعآوری و حفظ نظاممند آنها صورت نگرفته بود. پادشاهان صفوی (بهویژه شاه عباس کبیر) شروع به خرید و جمعآوری سنگهای قیمتی از اروپا، هند و عثمانی کردند.
اما اوج داستان به زمان حمله افغانها به ایران برمیگردد؛ زمانی که بخش زیادی از این خزانهی نوپا غارت شد. سالها بعد، نادرشاه افشار با همت خود بخشهایی از این جواهرات را پس گرفت و در لشکرکشی معروف خود به هند، غنائم بسیاری (از جمله الماسهای کوه نور و دریای نور) را به ایران آورد تا پشتوانهای برای اقتصاد کشور باشد.
در دوران قاجار، علاقه شاهان به تجملات باعث شد تا جواهرات خام و پیاده، روی تاجها، تختها، شمشیرها و ظروف کار شوند و شاهکارهای هنری امروزی را خلق کنند. سرانجام در سال ۱۳۱۶ شمسی با تأسیس بانک مرکزی ایران، این گنجینه به عنوان پشتوانه پول ملی به این بانک سپرده شد و در سال ۱۳۳۴ خزانه فعلی ساخته و افتتاح گردید.
درخشش در تاریکی؛ فضای داخلی موزه
برخلاف موزههای معمولی که پنجرههای بزرگ و نور طبیعی دارند، موزه جواهرات در زیر زمین و در یک فضای امنیتی تاریک قرار دارد. پس از عبور از چندین گیت بازرسی و دربهای ضخیم فولادی، وارد سالنی میشوید که تنها نور آن، نورهای متمرکزی است که بر روی ویترینها میتابد.
این تضادِ تاریکی محیط و درخشش خیرهکنندهی یاقوتها و الماسها، فضایی وهمآلود و جادویی ایجاد میکند. بوی مخملهای قدیمی و هوای خنک تهویه، حس حضور در یک گاوصندوق واقعی را به شما میدهد.
شاهکارهای بیبدیل خزانه
در میان هزاران قطعه جواهر موجود، چند اثر وجود دارند که شهرت جهانی دارند و دیدن آنها آرزوی هر جواهرشناسی است:
۱. الماس دریای نور (Darya-ye Noor):
اگر الماس معروف «کوه نور» اکنون بر تاج ملکه انگلستان (در برج لندن) است، خواهرِ دوقلوی آن، «دریای نور» در قلب تهران میتپد. این الماس صورتیرنگ و استثنایی با وزن ۱۸۲ قیراط، بزرگترین الماس صورتی جهان است. ناصرالدین شاه قاجار چنان به این الماس علاقه داشت که آن را روی کلاه خود نصب میکرد و معتقد بود این گوهر بر تاج کوروش کبیر بوده است.
۲. کره جواهرنشان (The Jeweled Globe):
شاید عجیبترین شیء موزه، یک کره جغرافیایی بزرگ باشد که ناصرالدین شاه دستور ساخت آن را داد تا جواهرات پیاده و پراکنده را یکجا جمع کند. در ساخت این کره از ۳۴ کیلوگرم طلای خالص و بیش از ۵۱ هزار قطعه سنگ قیمتی استفاده شده است!
در این کره، اقیانوسها و دریاها با «زمرد»، خشکیها با «یاقوت» و ایران، انگلستان و فرانسه با «الماس» مشخص شدهاند. پیدا کردن کشورها در میان اینهمه تلالو کار دشواری است، اما شکوه آن نفس را در سینه حبس میکند.
۳. تخت طاووس (تخت خورشید):
اشتباه نکنید! این آن تخت طاووس معروف هند نیست که نادرشاه آورد (آن تخت توسط غارتگران تکهتکه شد). این تخت به دستور فتحعلیشاه قاجار ساخته شد و چون خورشیدی در بالای آن قرار داشت، «تخت خورشید» نام گرفت. اما پس از ازدواج شاه با «طاووس تاجالدوله»، نام تخت به «تخت طاووس» تغییر کرد. هزاران قطعه جواهر و میناکاریهای ظریف، این تخت را به گرانترین تختخواب تاریخ بدل کرده است.
۴. تاج کیانی و تاج پهلوی:
در ویترینهای جداگانه، دو تاج باشکوه خودنمایی میکنند. «تاج کیانی»، تاج مخصوص پادشاهان قاجار است که اولین تاجی بود که پس از ساسانیان به شیوه امپراتوری ساخته شد. در سوی دیگر، «تاج پهلوی» قرار دارد که رضاخان دستور ساخت آن را داد. این تاج با الهام از تاجهای ساسانی و با استفاده از ۳۳۸۰ قطعه الماس، ۵ مروارید درشت و یاقوتهای کبود ساخته شده است.
۵. جقه نادری:
یکی از زیباترین و ظریفترین قطعات موزه، جقهای (پیشکلاه) آراسته به الماس و زمرد است که در مرکز آن زمردی خوشرنگ و درشت قرار دارد.
پشتوانه پول ملی؛ ارزشی فراتر از هنر
شاید برایتان سوال باشد که قیمت کل این موزه چقدر است؟ پاسخ ساده است: «هیچکس نمیداند.»
ارزش این مجموعه آنقدر زیاد و منحصربهفرد است که هیچ کارشناس بینالمللی تا به حال نتوانسته روی آن قیمت بگذارد. در واقع، این جواهرات بخشی از پشتوانه اسکناس و پول ملی ایران هستند. وجود این خزانه در بانک مرکزی تضمینکننده اعتبار مالی کشور است؛ بنابراین شما در حال بازدید از سرمایه ملی یک ملت هستید، نه صرفاً اشیای تزیینی.
قوانین سختگیرانه برای بازدیدکنندگان
بازدید از این موزه شبیه هیچ موزه دیگری نیست. تدابیر امنیتی در بالاترین سطح ممکن قرار دارد:
- ممنوعیت مطلق وسایل: بردن موبایل، دوربین، کیف، کیف پول، فندک و حتی خوراکی به داخل ممنوع است. همه چیز باید به امانات تحویل داده شود.
- محدودیت سنی: کودکان زیر ۱۲ سال اجازه ورود ندارند. این قانون بسیار جدی اجرا میشود تا سکوت و نظم موزه حفظ شود و خطری متوجه ویترینها نباشد.
- زمان محدود: موزه فقط در روزهای خاص (شنبه تا سهشنبه) و ساعات محدودی از بعدازظهر باز است.
نتیجه گیری
موزه جواهرات ملی ایران، مکانی است برای تامل. وقتی از کنار تخت نادری یا شمشیرهای مرصعنشان میگذرید، هم مبهوت زیبایی هنر دست جواهرسازان میشوید و هم به ناپایداری قدرت فکر میکنید. پادشاهانی که روزگاری این کوههای الماس را بر سر میگذاشتند، اکنون در زیر خاکاند، اما این سنگهای سرد و درخشان باقی ماندهاند.
بازدید از این موزه، تجربهای است که فقط یک بار در زندگی اتفاق میافتد؛ تجربهای که چشمان شما را به معنای واقعی کلمه «خیره» میکند. اگر مسافر تهران هستید، دیدن برج میلاد و پل طبیعت را به زمان دیگری موکول کنید، اما فرصت دیدن بزرگترین گنجینه جواهرات جهان را هرگز از دست ندهید.